ادبی

خرید بک لینک

نمی دانم چه شده.احساس میکنم مدتی است که موتور ماشین زندگی من آب روغن قاطی کرده.به هر مکانیکی میبرم تا تعمیرش کند،از تعمیرش عاجز مانده است.گویا این زندگی با این همه مشکلاتش زده به سیم آخر و همه ی سیستم برق ماشین زندگی ام را خراب کرده.دیگر من هم نیرویی ندارم تا بتواتم درستش کنم.آخر،ولتاژ اعصاب من هم زده بالا.کسی میخواهم تا بتوانم زندگی ام را به بهایی اندک به او بفروشم تا بتوانم در اسرع وقت جهت یک زندگی صفر کیلومتر به طور لیزینگی در شرکتهای معتبر جهانی ثبت نام کنم.اشکالی ندارد که بهایش سنگین باشد به هر قیمت اقساط چنین زندگی صفرکیلومتری را پرداخت خواهم نمود.مسعود حکیمان.تیرداد

ادبی...

ما را در سایت ادبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مسعود حکیمان رودی بازدید: 118 تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1394 ساعت: 2:08

نمیدانم خدا کی به وجود آمده و از کجا آمده ولی وقتی من چشم به جهان گذاشتم،او بود و در سر جایش هم بود. میدانم وقتی هم من چشم از دنیا ببندم او هنوز در این دنیا هست و پیش بقیه می ماند و تنهایشان نمیگذارد.جالب است که همانطور که در این دنیا هست و با بقیه می ماند باز هم با من به جهان دیگر می آید و مرا به آغوش گرم خود میفشارد و تنهایم نمیگذارد.عجب موجود عجیبی است این خدا!!!!مسعود حکیمان.تیرداد ادبی...

ما را در سایت ادبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مسعود حکیمان رودی بازدید: 158 تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1394 ساعت: 2:34

صفحه بندی